انجمن مداحان شهرستان بابل
اشعار،مدح،نوحه،سرود،مطالب مذهبی،اسناد روضه ها،آموزش آواها،مقتل خوانی،توزیع اشعار مورد نیاز مداحان 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
طراح قالب

هر کس که یا حسین گفت آیا شود حسینی؟!!

باید که با حسین بود مادام عمر خودرا

برای دریافت اشعار ولادت  امام هادی  ع  واشعار مورد نیاز غدیر  بر روی لینگهای زیر کلیک کنید

اشعار ولادت حضرت هادی علیه السلام 

اشعار عید غدیر مولا علی علیه السلام

 

 

بازار نرم افزار موبایل دعبل

آشنائی با خدمات بیمه تکمیلی بنیاد دعبل

بنیاد دعبل خزاعی اولین و تنها موسسه رسمی ارائه دهند خدمات رفاهی به ذاکران و ستایشگران اهل بیت(ع) در کشور است که بیمه کردن و ارائه ...

 
رسالت مداحان در وحدت جهان اسلام
با دقت در متن بیانات رهبر معظم انقلاب در خصوص وحدت جهان اسلام در می‌یابیم، ایشان همة مسلمانان را در مسیر ایجاد وحدت یا ...
برای دریافت ادامه مطلب روی تصویر کلیک کنید

موضوعات مرتبط: (112) اخبار مر یوط به مداحان اهلبیت وشاعران مذهبی
برچسب‌ها: اخبار مربوط به مداحان, بنیاددعبل, بیمه تکمیلی مداحان, انجمن مداحان بابل, محمد محسن زاده
[ چهارشنبه 1393/05/08 ] [ 19:0 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]
 

صاحب تصویر یک فرزانه دلسوز بود                      سیره ورفتار او پیوسته پند آموز بود

بود علمش در تمام عمر توأم با عمل                         خلق می گویند الحق گنج گنج افروز بود

http://s5.picofile.com/file/8121159000/12345.jpg

    مرحوم حجة الاسلام  حاج شیخ علیرضا محسن زاده والد ارزشمنداین کمترین
  پدر ، روحت شاد
وباارواح  ذوات مقدسه معصومین علیهم السلام  محشور باد .
آمین

 

[ شنبه 1393/02/20 ] [ 11:43 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]

    نوکری  خوب است امّا بهر اولاد علی        هرکه اینجا نوکری بنماید آقا می شود 

ترجمه مقتل لهوف( همین جا را کلیک کنید)


اشعار وسرود های ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها اینجارا کلیک کنید

 

برای دانلود نرم افزار (نخل میثم ) جهت گوشی های آندروید لطفاً برروی  عکس زیر کلیک کنید

 

 

   نسخه جاوا:   دانلود
  نسخه آندروید:   دانلود
فرمت حهانیepub:   دانلود

برای دسترسی به سایت بنیاد دعبل خزاعی 

 

 اینجارا کلیک کنید

انجمن مداحان بابل wwwmohseni87.blogfa.com

افتخار ما خدمت به جامعه ستایشگران اهل بیت (ع) است

لطفاًبا نظرات و انتقادات خود ما را در بهبود این پایگاه فرهنگی یاری نمائید

 


موضوعات مرتبط: 93=اشعار متفرقه
برچسب‌ها: اشعار مذهبی, محمد محسن زاده, انجمن مداحان بابل
[ چهارشنبه 1392/07/17 ] [ 9:25 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]


عید غدیره . علی امیره
شیعه زدست فاطمه عیدی میگیره

میتابه دست حیدر
روی دست پیمبر
شده بر کل عالم
علی مولا و سرور

بر همه نازل آیه ی کمال دین شد
حضرت مرتضی امیر مومنین شد

علی ولی الله


از تو میخونم . به پات میمونم
فدای تو باشه تموم سر و جونم

شب جشن ولیه
دلامون منجلیه
روی لبهای زهرا
علی مولا علیه

میخونه دل از سر شب تا به سحر گاه
اَشهدُ اَنَکَ عَلیاً وَلیُ الله

علی ولی الله


باز شده غوغا . تو عرش اعلا
دم میگیرن ملایکه با ذکر مولا

شاه روی زمینه

چقدر بی قرینه
جانشین و وصی و

عشق روح الامینه

من تا ابد سنگشو میزنم به سینه
کور بشه هرکس که نمیتونه ببینه

علی ولی الله

رضا رسولی

 

دریافت سبک

 


موضوعات مرتبط: (10)حضرت علی ع غدیر
برچسب‌ها: اشعار مذهبی, اشعار غدیر, انجمن مداحان بابل, محمد محسن زاده
[ یکشنبه 1393/07/20 ] [ 8:45 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]

عید سعید غدیر مبارکباد

برای دریافت اشعار لطفا روی هر عنوان را کلیک بفرمائید

 مجموعه ای از اشعار غدیر

  مجموعه ای ازاشعارعید غدیر

 

تا ملائک همگی دور علی چرخیدند

 

هنگام ظهر وقت اذان نماز بود

 

هر آن کو شیعه ی آل علی بود

 

ولایت چیست؟ اصل آفرینش

 

وجود محفل عید است و عید عید غدیر

 

 می نویسم غدیر از اول

 

منبری از خطبه های ناب خواند

 

من اسم را بدون تو انشا نمی کنم

 

مرا غدیر نه برکه، که بیکران دریاست

 

مرا آب و گل از خم غدیر است

 

ما عاشقیم و طالب دیدار دلبریم

 

گوش‌هـا بـاز کـه امروز هزاران خبر است

 

گشت نازل بر پیمبر پیک رحمت در غدیر

 

گرفته یا علی لب های ما را

 

کار من نیست که بنشینم املات کنم

 

فردوس به صحرای کویر آمده امروز

 

عیـد همـه اعیـاد خـدا عیـد غدیـر است

 

ظهر غم بود و بركه هم تشنه

 

طوفان بودیم، ساحلی رام شدیم

 

صدای کاروان حج طنین افکنده بین دشت

 

صد بادیه سرمست از آن خم می شد

 

شور عشقت به دل، زوال نداشت

 

سنگ است دلم عشق علی سنگ نوشته

 

سلطان سریر در غدیر است علی

 

ز مصر نور به کنعان دل بشیر آمد

 

ساقی از خمّ ولایم بچشان باده که امشب به تولای علی مست شوم

 

ز ریـای کبـر بگذر جلوات کبریا بین

 

ز پیشگاه الهی سفیر آمده است

 

روزی که دل ها را مَعادی آفریدند

 

دیده دو دو زده سرگرم کمی حیرانی ست

 

دهید مژده عاشقان که کاخ غم خراب شد

 

دلی که عارف بالله می شود ای دل

 

دلم مست شراب الغدیر است

 

دل ها اگر که بال برای تو می زنند

 

درویش علی گو شده كف می زند امشب

 

در ظهر غدیر تا كه موسای نبی

 

در چنتهٔ دل هر چه می شد عشق، رو کرد

 

خم غدیر و ساقی و صهبای احمد است

 

خدا جلال دگر داد ای امیر تو را

 

چو شهر علم نبی گشت در علی بشود

 

جبریل از آسمان تبسم آورد

 

تو دین مرا اگر چه یاری کردی

 

تجلّی همه أسماء ذات هستی تو

 

تا كه از آن جمعیت بردارد این اكراه را

 

تا روی به چشمــۀ عنـایت آورد

 

تا چشم خُم افتاد به سیمای تو ساقی!

 

به گوش ای همه عالم! خدا بشیر شماست

 

بنای دین که با معراج دستان تو کامل شد

برخیز و به گلشن ولایت رو كن

 

باید که به مومنین پیامم برسد

 

باید به همان سال دهم برگردیم

 

این صدای گرد و خاک بال کیست؟

 

ای نگار روحانی خیز و پرده بالا زن

 

ای به خلق از خلق اولیٰ یا امیرالمؤمنین

 

امشب چقدر فاصله‌ام با خدا کم است

 

امروز روز عید خدا روز یا علی است

 

امروز روز عیـد خداونـد کبــریاست

 

آیینــه از نگــاه تــو مبـهوت می شــود

 

آسمان غرق هیاهوست به کف، دف دارد

 
 


موضوعات مرتبط: (10)حضرت علی ع غدیر
برچسب‌ها: اشعار مذهبی, اشعار غدیر, انجمن مداحان بابل, محمد محسن زاده
[ جمعه 1393/07/18 ] [ 17:6 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]

عید غدیر بیموئه  عیدِ خدائه

روزِ کمالِ دینِ پیغمبرِ مائه

عیدِ ولایتِ علی عیدِ پیغمبره

عید همه پیغمبرون ؛ عید حیدره2

آقا امیرالمؤمنین؛ تِره موارک

بهی امامُ المتقین؛ تِره موارک2

علی علی مولا علی ، علی مولا مدد3

خدا امه وسّه وِره  هکرده انتخاب

تا امه راهنما بوئه وقت خیرو صواب

سر تا به پای مرتضا مثل پیغمبره

که بعد پیغمبر امه  هادی ورهبر2

همه بَوِّین عید غدیر       علی ره موارک

این عیدِ بی مثل ونظیر   علی ره موارک2

علی علی مولا علی ، علی مولا مدد3

خدا نیافریّه هیچ کَسّه مثل علی

که ره سراغ دارننی که  هسّه مثل علی

چه کَسِیَه مثل علی اَنّه آقا ُبوئِه

موسلمانونِ وِسِّه بَتَُّونِّه مولا بُوئِه2

این رهبری علی ره موارک

این سروری علی ره موارک2

علی علی مولا علی ، علی مولا مدد3

وه اوّلین کسی بِیِه که بیارده ایمون

ندارمی هیچ کس غیر وه اوِلین موسلمون

بَوِین که چنّه بالائه مرتضای مقام

وره خدا قرارهدا بَوِّه امه امام2

این لیاقت علی ره موارک

این صداقت علی ره موارک2

علی علی مولا علی ، علی مولا مدد3

محمد شهر عِلمَه و علی ونه دَرِه

عَلِیَّه که جانشین اَمه پیغمبره

علی همون قهرمان  خندق وخیبره

علی همه ره همه جا خدا دونّه سَرَه2

که این مقام علی ره موارک

بیّه امام علی ره موارک2

علی علی مولا علی ، علی مولا مدد3

خدایا عید غدیره عیدی خوامّی ته جا

به حق مرتضا علی رحم هکن امه جا

اماره دشمن شاد نکن بخون شهیدون

اجازۀ ظهور هده به امام زمون

وجد وسرور علی ره مبارک

روز ظهور علی ره موارک

علی علی مولا علی ، علی مولا مدد3


موضوعات مرتبط: (10)حضرت علی ع غدیر، 132= اشعار مازندراني( دلگويه هاي محلي)
برچسب‌ها: اشعار مذهبی, اشعار غدیر, انجمن مداحان بابل, محمد محسن زاده
[ جمعه 1393/07/18 ] [ 16:44 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]

 

تا شد به روی دست نبی (ص) مرتضی (ع) بلند
شد رایت جلال خدا برملا بلند

بشنید چون که نغمه «یا ایهاالرسول»
گردید منبری همه از پشته‌ها بلند

مرآت پاک لم‌یزلی، آیت جلی
شد بر سریر دست حبیب خدا بلند

آیین پاک ختم رسل ناتمام بود
گر بر نمی‌شد آن مه برج ولا بلند

هنگامه شد به کوری چشمان دشمنان
شد بانگ مرحبا ز همه ما سوی بلند

خورشید دین، سپهر یقین، ختم مرسلین
شد زین سبب میان همه انبیا بلند

تا شد به عرش دست نبی ماه عارضش
شد این ندا ز بارگه کبریا بلند

تکمیل شد شریعت پاک محمدی
چونان که گشت دین خدا را لوا بلند

ای مظهر صفات خداوند لایزال
وی از تو آسمان ولایت به پا بلند

هرجا که بود پیکر هر ناتوان به خاک
هر جا که بود ناله هر بی‌نوا بلند

هر جا که بود طفل یتیمی سرشک‌بار
هرجا که بود شعله شور و نوا بلند

از بهر دستگیری آنان سپندوار
یک‌باره می‌شد ا» ید مشکل‌گشا بلند

تا خانه‌زاد خود کُنَدَت کردگار پاک
بهرت نمود خانه خود را بنا بلند

آهنگ «تفلحوا» چو شنیدی ز کوی دوست
و آواز خوش چو شد ز حریم حرا بلند

یک‌باره دست بیعت خود را از روی شوق
کردی به سوی شمس رُسل، مصطفی بلند

مدحت‌گر تو ذات جلالت مأب حق
مدح تو کرده با سخن «هل اتی» بلند

پا بر حریم خانه چون بگذاری از شرف
فریاد شوق می‌شود از بوریا بلند

با ذوالفقار تو همه جا آشکار بود
دست بلند شیر خدا، «لافتی» بلند

ما ریزه‌خوار خوان ولای توایم و بس
از لطف توست این که بُوَد بخت ما بلند

خمّ غدیر بود و به قدرت خدا نمود
جاه و جلال آن دُر یکدانه را بلند

در پهن دشت ظلمت کفر و نفاق و کین
همواره بود آیت شمس الضّحی بلند

باب المراد اهل جهانی و می‌کنند
بر آستان قدس تو دست دعا بلند

ای نفس قدرت ازلی، – یا علی – نمای
نخل شکوه نهضت «روح خدا» بلند

ما پیروان مکتب سرخ ولایتیم
گر می‌زنیم گام سوی کربلا بلند

عرش خدا زغصه بلرزاند، آن زمان
تیغی که گشت بر سر آن مقتدا بلند

تا مست جام توست «براتی» به روزگار
سر می‌کند به عشق تو روز جزا بلند

******************

دشت تا خیمه زد آهنگ خروشیدن را
چاه هم تجربه کرد آتش جوشیدن را

دست خورشید در آفاق رسالت چرخید
چنگ زد گیسوی تردید پریشیدن را

و بیابان چه تبی داشت از انبوه سکوت
تا مبارک کند این آینه پوشیدن را

عشق ابلاغ شد و حلقه مستان گُل کرد
تازه کرد آن خُم نو، چشمه نوشیدن را

پر شد آغوش غدیر از دم «بخٍّ بخٍّ»
تا بکوبد هیجانات نیوشیدن را

عطر «من کنتُ…» و غوغای «علی مولاه»
قافله قافله راند این همه کوشیدن را

***************

دستی به هوا رفت و دو پیمانه به هم خورد
در لحظه «می» نظم دو تا شانه به هم خورد

دستور رسید از ته مجلس به تسلسل
پیمانه «می» تا سر میخانه به هم خورد

دستی به هوا رفت و به تایید همان دست
دست همه قوم صمیمانه به هم خورد

«لبیک علی »قطره باران به زمین ریخت
«لبیک علی» نور و تن دانه به هم خورد

یک روز گذشت و شب مستی به سر آمد
یعنی سر سنگ و سر دیوانه به هم خورد

پس باده پرید از سر مستان و پس از آن
بادی نوزید و در یک خانه به هم خورد

******************

السلام ای غدیر! مَهبَط عشق!
مقصد دولت مسلّط عشق!

السلام ای غدیر! مقصد یار!
وی گل‌افشان ز موج‌موج بهار!

چه بهاری توراست؟ کز خُم تو
مست عشقیم در تلاطم تو؟

تشنگان ولایتیم همه
عطش بی‌نهایتیم همه

لب خشکم ارگ ترَک خورده‌ست
غیرتم بارها محک خورده‌ست

قصه اهل کوفه بودن چیست؟
مست آب و علوفه بودن چیست؟

لب، اگر تر کند علی (ع)، تیغیم
حنجرِ عارفانه تبلیغیم

از ولایت هر آن که دم نزند
نفس از بام صبحدم نزند

عشق را وقت استماع رسید
وحی در «حجة‌الوداع» رسید

ما علی (ع) را گرفته‌ایم هنوز
تا نبی (ص) را چو خویش، گُم نکنیم
از سبو می‌ زدیم تا دیگر
جام را در شراب خُم نکنیم

ورنه «مروان»، «معاویه»، «هارون»
همگی از نبی (ص) سخن گویند
من، ولی، دستِ آن کسان بوسم
کز نبی (ص) زینبی (س) سخن گویند

غیر آل علی (ع) که می‌داند؟
دین احمد، به تیغ، پابرجاست
حقِّ بدعت‌گذار، شمشیر است
جایِ احساس و عشق، دیگر جاست

«ابن ملجم» نکشت، مولا را
مرگ، طاقت نداشت پیش علی (ع)
همه گفتند: امام را کشتند
لیک زنده است تا همیشه علی (ع)

لفط بر لفظ، من نمی‌بافم
هر طرف بنگرم، علی (ع) بینم
نه در آن کوچه یا در این خانه
هرکجا بگذرم، علی (ع) بینم

اوست نوری زلامکان و زمان
که جهان در شعاع‌هاش، گُم است
گر به دنبال دیدن اویی
عکسش افتاده در «غدیر خُ«» است

شیعه، سنی‌ترین مذهب‌هاست
زان که سنت، ملاک هر شیعه‌ست
زین سبب هرکه اهل سنت شد
دم ز حیدر زند، اگر شیعه‌ست

سنی و شیعه را اگر فرقی‌ست
اندک است آن چنان که دشنه و تیغ
هر دو در قلب خصم، خواهد شد
تا که خورشید، سرزند زستیغ

آفتاب، آفتابِ اسلام است
بر سرِ ی، سرِ حسین (ع) ببین
دین، به تیغ دو تیغه، مدیون است
«خیبر» و «خندق» و «حنین» بین

ذوالفقارِ ستیز! مولا
کوفیانه را به قعرِ گور فرست
جوشِ رجّاله‌هاست از شش سو
سیصد و سیزده غیور فرست

همرهانم! برادران! دیری‌ست
دشمنان، در کمین ما هستند
نه به دنبال، شوکت مایند
در پی مسخ دین ما هستند

بین‌ ما، تا شکاف اندازند
فرقه‌ها ساختند، بیهوده
اشتراکات را نهان کردند
چون چراغی که می‌زند دوده

روشنایی بجو، که تاریکی
تیه گمراهی است باور کن
مصطفی، آن که ماه کامل ماست
هم ستاره علی‌ست، آری چون،

علی (ع) آیینه خداوند است
عشق از او، انعکاس می‌یابد
نور، بر گِرِد قامتش پیچد
ماهِ من، ناشناس می‌تابد

یاد کن خلوتِ فقیران را
در شبِ سرِ یثرب و کوفه
گریه‌ها، گریه‌های مولاوار
رازها، رازهای مکشوفه

پرده برداشت حیدر از اسرار
هرچه بود و نبود، با من گفت
غصه‌ها را و زخم‌ها را سرخ
دردها را کبود، با من گفت

بعد از آن صحبت غریبانه
اسمان را بنفش، می‌بنیم
آخرین مرد، خواهد آمد و من
آسب و تیغ و درفش، می‌بینم

آخرین مرد، آخرین امید
آخرین حامی ولایت حق
آخرین گردبادِ نورانی
انتشار عدالت مطلق

********************

ای علی، ای ارتفاعت تا خدا
بی نهایت، بیکران، بی‌انتها

ای علی، ای همسر بانوی اب
جلوه حق، اسم اعظم، نور ناب

ای علی ای خوب، ای تنهاترین
ای ملایک با نگاهت همنشین

ای علی، ای آفتاب حق سرشت
ای قسیم روشنی‌های بهشت

ای فراتر از تصور، ازخیال
بحر عرفان، آفتاب بی‌زوال

ای تو خورشید نهان در زیر ابر
کوه علم و کوه حلم و کوه صبر

چون تو مردی نیست در این روزگار
هیچ تیغی نیز، همچون ذوالفقار

جان ما را کن ز عشقت منجلی
ای فدایت جان عالم، یا علی

کاش می‌کردیم بیعت تا بهار
می‌شکفتیم از کرامات علی

در بهارستان او گل می‌شدیم
زائر آواز بلبل می‌شدیم

از غدیر خم، سبویی می‌زدیم
در صراط عشق، هویی می‌زدیم

زائر کوی تولا می‌شدیم
جرعه نوش عشق مولا می‌شدیم

با نزول سوره سبز غدیر
باز می‌کردیم، بیعت با امیر

با علی، آیینه‌دار سرنوشت
وارث بوی خدا، بوی بهشت

شد غدیر خم، هلا، ای عاشقان!
می‌وزد عطر علی از آسمان

چیست تفسیر غدیر خم؟ علی
عشق را، مولا، عدالت را، ولی

چیست تفسیر غدیر خم؟ ولا
رستخیز عشق، بیعت با خدا

چیست تفسیر غدیر خم؟ حریم
رو به روی ما، صراط مستقیم

چیست تفسیر غدیر خم؟ امید
مژده رحمت به امت، بوی عید

چیست آیا این غدیر خم؟ سحر
صبح صادق، نور لبخند ظفر

چیست آیا…؟‌ساقی و ساغر، شراب
اتشی در جان هستی، عشق ناب

چیست آیا… ؟ خنده فتح المبین
روز اکمال رسالت، عید دین

چیست آیا…؟ سیب سرخی ناگهان
سهم ما از عشق، آری عاشقان

در غدیر خم خدا شد منجلی
در دل خورشیدی مولا علی

چیره شد فرمانروای آفتاب
گشت سهم آفرینش، نور ناب

عشق بارید و زمین آیینه شد
مهربانی وارد هر سینه شد

خاک را بوی نجیب گل گرفت
عالم هستی، تب بلبل گرفت

آسمان شد با زمین همسایه باز
شد زمین مهمانسرای اهل راز

چشم‌ها با نور همبستر شدند
قلب‌ها با هم صمیمی‌تر شدند

قبله توحید، آن جان جهان
روح ایمان ، خاتم پیغمبران

در غدیرستان خم، اعجاز کرد
راز معصوم خدا را باز کرد

گفت پیغمبر: ‌علی نور خداست
بعد من، او پیشوا و مقتداست

ای شمایان! امت سبز زمین
در میان خلق عالم، بهترین

حرف حق این است و در آن شبهه نیست
هم علی حق است و هم حق با علی‌ست

عشق را در قلب خود دعوت کنید
با علی،‌نور خدا، بیعت کنید

این حقیقت از کسی مستور نیست
جانشین نور، غیر از نور نیست

در غدیر خم ولایت شد قبول
برد بالا دست مولا را رسول

رفت بالا دست خورشید غدیر
شد امام و متدای ما، امیر

عشق، بیعت کرد با نور خدا
شد عدالت، سرور و مولای ما

نور احمد، برگرفت از رخ نقاب
«آفتاب آمد، دلیل آفتاب»

زین بشارت، آسمان خندید مست
نور بارید و طلسم شب شکست

شد جهان، آیینه باران علی
عالم هستی، چراغان علی

جون علی،‌ آیینه عدل است و داد
دست در دست علی باید نهاد

چون علی، نور خدای سرمد است
بیعت ما با علی، با احمدست

شد ز عشق حق، وجودش صیقلی
هر که بیعت کرد، با نور علی

باز دل در کوی مستی گم شده
عالم هستی، غدیر خم شده

باز هم مستیم، از جام غدیر
باده می‌نوشیم با نام امیر

باز فصل شور و شیدایی شده
در زمین از عشق، غوغایی شده

آمده عید ولایت، عاشقان
روز اکمال رسالت، عاشقان

در غدیر خم، بیا کامل شویم
«یاعلی» گوییم و صاحبدل شویم

«یاعلی» گوییم تا بالا شویم
قطره‌ها، ای قطره‌ها دریا شویم

با علی،‌ نور خدا، بیعت کنیم
عشق را در قلب خود، دعوت کنیم

با علی، هم عهد و هم پیمان شویم
هم زبان و هم دل قرآن شویم

با علی، قرآن ناطق، بوتراب
سوره عصمت، امام آفتاب

چون که احمد گفت: ‌او نور جلی‌ست
بعد من، ای عاشقان! مولا، علی‌ست

*******************

چون وجود مقدس ازلی
شاهد دلربای لم یزلی

وقت پیمان گرفتن از ذرات
با صدایی رسا و بانگ جلی

«اولست بربکم» فرمود
پاسخ آمد از هر طرف که: بلی

تا بسنجد عیارشان، افرودخت
آتشی در کمال مشتعلی

داد فرمان، روند در آتش
تا جدا گردد اصلی از بدلی

فرقه‌یی ز امر حق تمرد کرد
گشت مطرود حق ز پر حیلی

با شقاوت قرین و مد شد
شد پریشان ز فرط منفعلی

فرقه دیگری در آتش رفت
ز امر یزدان قادر ازلی

نادر شد بهرشان چو خلد برین
که بود این سزای خوش عملی

با سعادت قرین شد و همدم
گشت مقبول حق ز بی خللی

بهر این فرقه حق عیان فرمود
جلوات نبی و نور ولی

که منم نور احمد مختار
مهر من نیست غیر مهر علی

ناگهان شد عیان در آن وادی
نور مولا علی ز بی حللی

چون به خود آمدند، می‌گفتند
در حضور خدای لم یزلی

که: علی دست قادر ازلی‌ست
رشته ما سوا به دست علی‌ست

********************

قسم به جان تو ای عشق ای تمامی هست
که هست هستی ما از خم غدیر تو مست

در آن خجسته غدیر تو دید دشمن و دوست
که آفتاب برد آفتاب بر سر دست

نشان از گوهر آدم نداشت هر که نبود
به خمسرای ولایت خراب و باده پرست

به باغ خانه تو کوثری بهشتی بود
که بر ولای تو دل بسته بود صبح الست

در آن میانه که مستی کمال هستی بود
به دور سرمدی‌ات هر که مست شد پیوست

بساط دوزخیان زمین ز خشم تو سوخت
چو در سپاه ستم برق ذوالفقار تو جست

هنوز اشک تو بر گونه زمان جاری‌ست
ز بس که آه یتیمان، دل کریم تو خست

ز حجم غربت تو می‌گریست در خود چاه
از آن به چشمه چشمش همیشه آبی هست

هنوز کوفه کند مویه از غریبی تو
زمانه از غم تنهایی‌ات به گریه نشست

دمی که خون تو محراب مهر رنگین کرد
دل تمامی آیینه‌ها ز غصه شکست

********************

صدای کیست چنین دلپذیر می‌آید؟
کدام چشمه به این گرمسیر می‌آید؟

صدای کیست که این گونه روشن و گیراست؟
که بود و کیست که از این مسیر می‌آید؟

چه گفته است مگر جبرییل با احمد؟
صدای کاتب و کلک دبیر می‌آید

خبر به روشنی روز در فضا پیچید
خبر دهید:‌کسی دستگیر می‌آید

کسی بزرگ‌تر از آسمان و هر چه در اوست
به دست‌گیری طفل صغیر می‌آید

علی به جای محمد به انتخاب خدا
خبر دهید: بشیری به نذیر می‌آید

کسی که به سختی سوهان، به سختی صخره
کسی که به نرمی موج حریر می‌آید

کسی که مثل کسی نیست، مثل او تنهاست
کسی شبیه خودش، بی‌نظیر می‌آید

خبر دهید که: دریا به چشمه خواهد ریخت
خر دهید به یاران: غدیر می‌آید

به سالکان طریق شرافت و شمشیر
خبر دهید که از راه، پیر می‌آید

خبر دهید به یاران:‌دوباره از بیشه
صدای زنده یک شرزه شیر می‌آید

خم غدیر به دوش از کرانه‌ها، مردی
به آبیاری خاک کویر می‌آید

کسی دوباره به پای یتیم می‌سوزد
کسی دوباره سراغ فقیر می‌اید

کسی حماسه‌تر از این حماسه‌های سبک
کسی که مرگ به چشمش حقیر می‌آید

غدیر آمد و من خواب دیده‌ام دیشب
کسی سراغ من گوشه گیر می‌آید

کسی به کلبه شاعر، به کلبه درویش
به دیده بوسی عید غدیر می‌آید

شبیه چشمه کسی جاری و تبپنده، کسی
شبیه آینه روشن ضمیر می‌آید

علی (ع) همیشه بزرگ است در تمام فصول
امیر عشق همیشه امیر می‌آید

به سربلندی او هر که معترف نشود
به هر کجا که رود سر به زیر می‌آید

شبیه آیه قرآن نمی‌توان آورد
کجا شبیه به این مرد، گیر می‌آید؟

مگر ندیده‌ای آن اتفاق روشن را؟
به این محله خبرها چه دیر می‌آید!

بیا که منکر مولا اگر چه آزاد است
به عرصه گاه قیامت اسیر می‌آید

بیا که منکر مولا اگر چه پخته، ولی
هنوز از دهنش بوی شیر می‌آید

علی همیشه بزرگ است در تمام فصول
امیر عشق همیشه امیر می‌آید…

********************

آسمان، سرپناه مولا بود
و زمین، کارگاه مولا بود

عاشقی، پابه‌پای او می‌رفت
چشم نرگس، نگاه مولا بود

هرچه می‌کرد، دلبری می‌کرد
مهربانی، سپاه مولا بود

عدل و آزادگی، که گم می‌شد
چشم مردم، به راه مولا بود

روز، هر چیز داشت؛ از او داشت
و شبان، شاهراه مولا بود

روز و شب را، به کار، وا می‌داشت:
این، سپید و سیاه مولا بود!
آب، از الغدیر، برمی‌داشت
مَشربی، که گواه مولا بود

کوفه، هرچند هم، که بد می‌کرد
باز هم، در پناه مولا بود!

پدر خاک بود و، خاکی بود
بی‌گناهی، گناهِ مولا بود!

*****************

به آتش می‌کشم آخر زبان سربه‌زیرم را
به توفان می‌سپارم اسمان‌های اسیرم را

منم من، گردبادی خسته‌ام، زندانی خویشم
بگیرید آی مردم دست‌‌های ناگزیرم را

تمام عمر باقی مانده‌اش را گریه خواهد کرد
اگر توفان بخواند خنده‌های دور و دیرم را

درختان گردبادی رو به خورشیدند، از آن دم
که خواندم در مسیر باد، اندوه غدیرم را

شبی اندوه تابان علی (ع) از چاه بیرون شد
شبی سیراب دیدم جان سر تا پا کویرم را

****************

 


موضوعات مرتبط: (10)حضرت علی ع غدیر
برچسب‌ها: اشعار مذهبی, اشعار غدیر, انجمن مداحان بابل, محمد محسن زاده
[ جمعه 1393/07/18 ] [ 10:58 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]

لازمه هاوضروریتهای مداحی

تیتر ها

1= آراستگی= 2= طهارت (ظاهری وباطنی) =3= اخلاص =4= تواضع= 5= ایجاد فکر

=6= خرافه ستیزی =7= نان بخورد که بخواند نه بخواند تا نان بخورد=8= حرفی برای گفتن داشته

باشد=9= لالائی نخواند که مردم را خواب کند بلکه چیزی بخواند که مردم بیدار شوند = 10= همه

چیز را از دیگران نگیرد باید خودش هم در اثر مطالعات چیزی داشته باشد وبه دیگران بدهدبه تعبیر

دیگر چشمه باشد و جوشش داشته باشد ؛ تانکر نباشد که در آن آب بریزند  وقتی که شیر را باز

کنند تخلیه گردد =11= مردم را بین خوف ورجاء نگهدارد نه آنکه فقط امیدوار کند= 12 = با مردم

ساده صحبت کند ازتکلّف در الفاظ بپر هیزد= 13= مردم را بگریاند نه به هر قیمتی =14= تقلید

داشته باشد فقط برای شروع نه برای همیشه  =15= بگوید بعضی از آنچه را که میداند  نه تمام

دانسته های  را ونگوید آنچه را که نمیداند  وبدان اشراف ندارد =16= از قرآن غافل نباشد زیرا قرآن

ثقل اکبر است واهلبیت ع ثقل اصغراین دو در کنار هم باید باشد =17= همچنانکه به شور ونالیدن

می پردازد به شعور وبالیدن نیز اهمیت بدهد=18= هدیه بگیرد اما وابستگی به مال مردم نداشته

باشد( یعنی چشمش به دست افراد نباشد  تا خدای نکرده از اصل هدف دور گردد)=19 =همان

گونه که دیگران را نصیحت میکند  خودش رادر مرتبه اولی قرار دهد وخود را فراموش نکند بیشر

عامل باشد تا گوینده= 20= شوخی ومزاح بد نیست اما از حرفهای رکیک جدا پرهیز کند 

= 21 = ازرفت وامد  با افراد مسئله دار دوری نماید = 22= در گریاند ن دیگران گریه را هدف قرار

ندهد خود نیز اهل بکا باشد=23= همانگونه که برای خودش حقی قائل است  برای حق دیگران

نیز احترام قائل شود=24= مخاطب شناس باشد= 25=غنای فکری داشته باشد=26= بگوید

ولی بداند که چه میگوید  ؛ بداند که چگونه میگوید؛ وبداند چقدر باید بگوید=27= شهرت بد نیست 

ولی نباید خودرا گم کند  =28 =نیاز سنجی داشته باشد براساس نیاز جامعه مجلس را اداره کند(یعنی اگر جامعه به بی بند باری گرائید مداح باید مطالبش در جهت هدایت مردم به مسیر

عفت وحجاب وتقوا واخلاق دینی باشد)

تیتر های فوق بوسیله حضرت حجة الاسلام والمسلمین صادقی در شهرستان قائمشهر در

جلسۀ منطقه مداحان تدریس گردید

 


موضوعات مرتبط: 108= آموزش مداحی
برچسب‌ها: اشعار مذهبی, آموزش مداحی, حجت الاسلام صادقی, انجمن مداحان بابل, محمد محسن زاده
[ سه شنبه 1393/07/15 ] [ 9:15 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ


من زخودچیزی ندارم شاهدحرفم خداست

هرچه دارم از دعای والدینم هست وبس
==========
انجمن مداحان بابل افتخارداردکه همه
هفته روزهای شنبه(شبهای یکشنبه)
یکساعت بعدازاذان مغرب جلسات
عمومی برای مداحان گرانقدربرگزار
مینماید.منتظرمقدم میمنت اثرذاکران
ومداحان ارزشمندخاندان رسالت
خصوصا پیشکسوتان و پیرغلامان
هستیم تابا حضورسبزشمابزرگواران
جوانان و مداحان نو پا بیشتردلگرم
شده وموجبات تشویق آنهافراهم
گردد. برنامه های انجمن به شرح
زیر میباشد
آموزش آواها:: شعر :: مقتل ::
توزیع اشعار مورد نیاز مداحان و.....
آدرس :: بابل ::بازار چهارسوق ::
مسجد چهارده معصوم علیه السلام
================
ازعموم مهمانان وکاربران گرانقدر
انتظار داریم بانظرات سازنده شان
مارا ازمعایب کارهایمان آگاه فرموده
ورهین منت خودقراردهند
منتی نه زلطف بر سر من
بی نظر ردمشو. برادر من
نظرت کارسازخواهد بود
باش در کار خیر یاورمن

موضوعات وب
حمایت می کنیم

جهت دریافت برنامه های رادیو افسران کلیک کنید

امکانات وب